<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>Comments for Our Handwriting</title>
	<atom:link href="http://www.kachooee.com/?feed=comments-rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.kachooee.com</link>
	<description>It was a Family Fun , Now it is a place where ...</description>
	<lastBuildDate>Thu, 29 Mar 2012 03:59:29 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>Comment on یوسف گمگشته بازآید به کنعان  غم مخور &#8230;. by kachooee</title>
		<link>http://www.kachooee.com/?p=197#comment-281</link>
		<dc:creator>kachooee</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 29 Mar 2012 03:59:29 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.kachooee.com/?p=197#comment-281</guid>
		<description>همیشه در کنار سختی ها و ناخوشی ها چیزهایی بدست می آید که در روزگار خوشی و آسایش دست یابی به آنها ممکن نیست ... این فراق و این فراق ها ... این بیست و سه ماه و این بیست و سه ماه ها  کاری کردند که من و خواهرم .. من و فرزندان خواهرم ... من و خواهرم و همسرانمان و فرزندانمان با تمام وجود بفهمیم که چقدر به هم نیاز داریم و چقدر زیباست که همدیگر را داریم ... حس بودن در یک خانواده بزرگ ... یک نام بزرگ بر سر ... حس خوبی است که اگر فراق نبود هیچگاه ارزش آنرا نمی فهمیدیم ... شاید برای اولین بار در زندگیم خواهرم را برای دقایقی در آغوش گرفتم و هر دو گریستیم ... خدای را به همه لطف ها و محبیت هایش سپاسگزارم که اینچنین با عزت سرانجام فراق را رقم زد.ا

نوشتنی های بعدی لطف های بیکران خدا در حق من و خانواده ام  را روشن تر خواهد کرد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>همیشه در کنار سختی ها و ناخوشی ها چیزهایی بدست می آید که در روزگار خوشی و آسایش دست یابی به آنها ممکن نیست &#8230; این فراق و این فراق ها &#8230; این بیست و سه ماه و این بیست و سه ماه ها  کاری کردند که من و خواهرم .. من و فرزندان خواهرم &#8230; من و خواهرم و همسرانمان و فرزندانمان با تمام وجود بفهمیم که چقدر به هم نیاز داریم و چقدر زیباست که همدیگر را داریم &#8230; حس بودن در یک خانواده بزرگ &#8230; یک نام بزرگ بر سر &#8230; حس خوبی است که اگر فراق نبود هیچگاه ارزش آنرا نمی فهمیدیم &#8230; شاید برای اولین بار در زندگیم خواهرم را برای دقایقی در آغوش گرفتم و هر دو گریستیم &#8230; خدای را به همه لطف ها و محبیت هایش سپاسگزارم که اینچنین با عزت سرانجام فراق را رقم زد.ا</p>
<p>نوشتنی های بعدی لطف های بیکران خدا در حق من و خانواده ام  را روشن تر خواهد کرد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on  by shima</title>
		<link>http://www.kachooee.com/?p=58#comment-278</link>
		<dc:creator>shima</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 24 Dec 2011 07:08:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.kachooee.com/?p=58#comment-278</guid>
		<description>شاید آبی که میخوریم.....
شاید درسی که میخوانیم.....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شاید آبی که میخوریم&#8230;..<br />
شاید درسی که میخوانیم&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on  by بلای جون بدخواهان محسن کچوئی</title>
		<link>http://www.kachooee.com/?p=58#comment-213</link>
		<dc:creator>بلای جون بدخواهان محسن کچوئی</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 01 Oct 2011 17:39:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.kachooee.com/?p=58#comment-213</guid>
		<description>خدمتتون عزض کنم ظاهرا&quot; شما آمده اید تا با پنپه سر ببرید با لحنی آرام و دوستانه وارد شدید تا جایی که سعی کردم با نامی ملایم تر وارد بشوم تا فکر نکنید که ما دنبال بحث منطقی نیستیم و حالا میبینم که آهسته آهسته با مطالبتون به سمتی پیش میروید که دیگر دوستانتون قصد داشتند بروند.شما صاحب اختیار هستین و میتوانید از شب تا صبح پای صحبت و خاطرات انسانهای به زعم خودتون رنج کشیده بنشینید و خون گریه کنید و تا میتونید سنگشونو به سینه بزنید مثل من که پای صحبتهای محسن کچویی نشستم و الان دارم از ایشون حمایت میکنم هرچند قبلا&quot;هم گفتم ایشون احتیاج به حمایت ندارند و من برای دلم این کارو انجام میدهم مثل شما که غصه مینا انتظاری ویا غیره را میخورید .جالب اینجاست تمام کسانی که با نیت پلید شما وارد این وبلاگ میشوند اول خودشونو رنج کشیده معرفی میکنند بعد میشن فرزند آن شخص واعلام میکنند که سندومدرک هم داریم وبراتون ارصال میکنیم  بعد از شخصی دیگری مایع میگذارند وکاسه داغتر از آش میشوند و سعی در تخریب شخصیتی دارند. ولی این یک تلاش بی نتیجست چرا که شماها خطتون و هدفتون برای همه مشخص است ونتنها شهید کچویی بلکه هر کسی که توی این نظام بوده و هست چه کسی که مرحوم ویا بازنشسته شده و چه کسی که مشغول به خدمت میباشد مورد تهدید وتهمت شماها بوده وهست پس این سیاه نمایی های شما برای کسانی که تو خط شما نیستن کاملا&quot;روشن و یک موضوع از مد افتادست وهیچ اثری هم نداره چون شما ها رو خوب میشناسند پس میمونید خودتون که هرچی دلتون میخاد برای هم بنویسیدوشاهد مظلومیتتون باشید و در مواقع فراقت هم کتابهای نوشته شده توسط دوستانتون را مطالعه بفرمایید تا شاید درس عبرتی بشه براتون چون من اگربه کتاب یا مطلبی واقعا&quot; ایمان داشته باشم سعی میکنم درس بگیرم.شما از بی هویت بودن من نگران نباش پیشنهاد میکنم شما با هویت باش و خودتو معرفی کن تا دیگران خدایی نکرده فکر نکنند شما هم مثل من بی هویت هستی.
پیشنهاد میکنم از ملاحظه محسن کچویی سو استفاده نکنید چون من مثل ایشان صبور نیستم اصلا&quot;هم فکر نکنید به من مربوط نمیشه چون تا زما نی که مسایل مینا خانوم و غیره به شما مربوط میشه پس مسایل محسن کچویی هم به من مربوط میشه و تا زمانی که شرایط نوشتن تو این وبلاگ برای همه وجود داشته باشه من هم خواهم نوشت حتی اگر لازم باشه تند تر از این چون ظاهرا&quot;بعضی ها زبان خوش را نمیفهمند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خدمتتون عزض کنم ظاهرا&#8221; شما آمده اید تا با پنپه سر ببرید با لحنی آرام و دوستانه وارد شدید تا جایی که سعی کردم با نامی ملایم تر وارد بشوم تا فکر نکنید که ما دنبال بحث منطقی نیستیم و حالا میبینم که آهسته آهسته با مطالبتون به سمتی پیش میروید که دیگر دوستانتون قصد داشتند بروند.شما صاحب اختیار هستین و میتوانید از شب تا صبح پای صحبت و خاطرات انسانهای به زعم خودتون رنج کشیده بنشینید و خون گریه کنید و تا میتونید سنگشونو به سینه بزنید مثل من که پای صحبتهای محسن کچویی نشستم و الان دارم از ایشون حمایت میکنم هرچند قبلا&#8221;هم گفتم ایشون احتیاج به حمایت ندارند و من برای دلم این کارو انجام میدهم مثل شما که غصه مینا انتظاری ویا غیره را میخورید .جالب اینجاست تمام کسانی که با نیت پلید شما وارد این وبلاگ میشوند اول خودشونو رنج کشیده معرفی میکنند بعد میشن فرزند آن شخص واعلام میکنند که سندومدرک هم داریم وبراتون ارصال میکنیم  بعد از شخصی دیگری مایع میگذارند وکاسه داغتر از آش میشوند و سعی در تخریب شخصیتی دارند. ولی این یک تلاش بی نتیجست چرا که شماها خطتون و هدفتون برای همه مشخص است ونتنها شهید کچویی بلکه هر کسی که توی این نظام بوده و هست چه کسی که مرحوم ویا بازنشسته شده و چه کسی که مشغول به خدمت میباشد مورد تهدید وتهمت شماها بوده وهست پس این سیاه نمایی های شما برای کسانی که تو خط شما نیستن کاملا&#8221;روشن و یک موضوع از مد افتادست وهیچ اثری هم نداره چون شما ها رو خوب میشناسند پس میمونید خودتون که هرچی دلتون میخاد برای هم بنویسیدوشاهد مظلومیتتون باشید و در مواقع فراقت هم کتابهای نوشته شده توسط دوستانتون را مطالعه بفرمایید تا شاید درس عبرتی بشه براتون چون من اگربه کتاب یا مطلبی واقعا&#8221; ایمان داشته باشم سعی میکنم درس بگیرم.شما از بی هویت بودن من نگران نباش پیشنهاد میکنم شما با هویت باش و خودتو معرفی کن تا دیگران خدایی نکرده فکر نکنند شما هم مثل من بی هویت هستی.<br />
پیشنهاد میکنم از ملاحظه محسن کچویی سو استفاده نکنید چون من مثل ایشان صبور نیستم اصلا&#8221;هم فکر نکنید به من مربوط نمیشه چون تا زما نی که مسایل مینا خانوم و غیره به شما مربوط میشه پس مسایل محسن کچویی هم به من مربوط میشه و تا زمانی که شرایط نوشتن تو این وبلاگ برای همه وجود داشته باشه من هم خواهم نوشت حتی اگر لازم باشه تند تر از این چون ظاهرا&#8221;بعضی ها زبان خوش را نمیفهمند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on اینجا خانه دوستی است  &#8230;! by Ewraw</title>
		<link>http://www.kachooee.com/?p=172#comment-210</link>
		<dc:creator>Ewraw</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 30 Sep 2011 23:45:06 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.kachooee.com/?p=172#comment-210</guid>
		<description>سلام

آقای محسن کچوئی در این مکان امکان گذاشتن کامنت خصوصی وجود نداره؟ فکر می کنم ایطور بهتر باشه که من بتونم کامنت خصوصی بگذارم.من با شما یک سری حرف داشتم که البته می شه هم از طریق ایمیل گفت اما خب این کانال ساده تره و بهتر  می شه درش گفتگو کرد تا ایمیل وانگهی چندان حال و حوصله ایمیل را هم ندارم اما فکر می کنم بنا به دلایلی بهتر باشه کامنت خصوصی بگذارم.اگر این امکان را از همین سایت فراهم کنید عالی می شه چون مخاطب من فقط و فقط و فقط شما هستید چرا که من شما را می شناسم چون هویت دارید.
موفق باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p>
<p>آقای محسن کچوئی در این مکان امکان گذاشتن کامنت خصوصی وجود نداره؟ فکر می کنم ایطور بهتر باشه که من بتونم کامنت خصوصی بگذارم.من با شما یک سری حرف داشتم که البته می شه هم از طریق ایمیل گفت اما خب این کانال ساده تره و بهتر  می شه درش گفتگو کرد تا ایمیل وانگهی چندان حال و حوصله ایمیل را هم ندارم اما فکر می کنم بنا به دلایلی بهتر باشه کامنت خصوصی بگذارم.اگر این امکان را از همین سایت فراهم کنید عالی می شه چون مخاطب من فقط و فقط و فقط شما هستید چرا که من شما را می شناسم چون هویت دارید.<br />
موفق باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on  by Ewraw</title>
		<link>http://www.kachooee.com/?p=58#comment-208</link>
		<dc:creator>Ewraw</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 29 Sep 2011 00:06:41 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.kachooee.com/?p=58#comment-208</guid>
		<description>درد و رنج این خلق بی گناه دروغ نیست آقای محسن کچوئی.خیلی سخته که پای روایت اینطور افراد نشست و اشک نریخت و خون گریه نکرد.مظلومیت واقعی رو اینجا می تونید ببینید.چطور می تونید بگید من باور ندارم؟ چطور می تونید؟ باشه اصلا همه ما که به شما کامنت می دیم سر تا پامون دروغ و نیرنگ و غرض ورزیه! ولی آیا همه این ها دروغ می گند و شما درست می گید؟

فکر می کنم پیش از این دوستانم به شما کتبی را معرفی کرده بودند.نمی دونم مطالعه کرده اید یا نه؟ امیدوارم خوانده باشید.جریان قبر و قیامت حاج داوود رحمانی و واحد مسکونی در زندان قزلحصار را حتما در کتاب ایرج مصداقی خوانده اید؟ امیدوارم که خوانده باشید

من برای بحث منطقی اومدم و حتی بارها خودمو جای شما گذاشتم و از عقایدم کوتاه اومدم و حتی گفتم شاید اشتباه از منه.منی که پدر و پدربزرگم در زندان بوده و از دست پدر شما کتک خورده اند.بد نیست شما هم این کارو بکنید و خودتونو جای این انسان های زخم خورده قرار بدید.باور کنید ضرر نداره</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درد و رنج این خلق بی گناه دروغ نیست آقای محسن کچوئی.خیلی سخته که پای روایت اینطور افراد نشست و اشک نریخت و خون گریه نکرد.مظلومیت واقعی رو اینجا می تونید ببینید.چطور می تونید بگید من باور ندارم؟ چطور می تونید؟ باشه اصلا همه ما که به شما کامنت می دیم سر تا پامون دروغ و نیرنگ و غرض ورزیه! ولی آیا همه این ها دروغ می گند و شما درست می گید؟</p>
<p>فکر می کنم پیش از این دوستانم به شما کتبی را معرفی کرده بودند.نمی دونم مطالعه کرده اید یا نه؟ امیدوارم خوانده باشید.جریان قبر و قیامت حاج داوود رحمانی و واحد مسکونی در زندان قزلحصار را حتما در کتاب ایرج مصداقی خوانده اید؟ امیدوارم که خوانده باشید</p>
<p>من برای بحث منطقی اومدم و حتی بارها خودمو جای شما گذاشتم و از عقایدم کوتاه اومدم و حتی گفتم شاید اشتباه از منه.منی که پدر و پدربزرگم در زندان بوده و از دست پدر شما کتک خورده اند.بد نیست شما هم این کارو بکنید و خودتونو جای این انسان های زخم خورده قرار بدید.باور کنید ضرر نداره</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on  by Ewraw</title>
		<link>http://www.kachooee.com/?p=58#comment-207</link>
		<dc:creator>Ewraw</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 28 Sep 2011 23:59:27 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.kachooee.com/?p=58#comment-207</guid>
		<description>سلام

خواهش می کنم حتما سایت یا وبلاگ خانم مینا انتظاری را با دقت بخوانید.فکر می کنم جواب بسیاری از سوالاتتان را در این وبلاگ بگیرید.بد نیست نگاهی به دستنوشته این زن جسور و شریف و داغ دیده کنید که در نوشته هایش حقیقتی موج می زند که انسان را به حیرت وا می دارد

البته اگر بخواید با پیش فرض و غرض ورزی بخوندی اصلا فایده ای نداره.یک بار هم که شده فقط یک مرتبه  از زاویه ای دیگه به این مطالب نگاهی بیاندازید

نوشته هایی که مربوط به مادر و عطیه است و یا مادر کزازی و مادر نعیمی دل هر انسانی را به درد وا می دارد.یک بار هم که شده از دید یک انسان مستقل و آزاد بخونید نه از دید و نگاه فرزند محمد کچوئی.یک بار  از دید گاه یک انسان معمولی وابسته به خلق.اگر بتونید این کار را انجام بدید یک گام بزرگ برداشته اید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p>
<p>خواهش می کنم حتما سایت یا وبلاگ خانم مینا انتظاری را با دقت بخوانید.فکر می کنم جواب بسیاری از سوالاتتان را در این وبلاگ بگیرید.بد نیست نگاهی به دستنوشته این زن جسور و شریف و داغ دیده کنید که در نوشته هایش حقیقتی موج می زند که انسان را به حیرت وا می دارد</p>
<p>البته اگر بخواید با پیش فرض و غرض ورزی بخوندی اصلا فایده ای نداره.یک بار هم که شده فقط یک مرتبه  از زاویه ای دیگه به این مطالب نگاهی بیاندازید</p>
<p>نوشته هایی که مربوط به مادر و عطیه است و یا مادر کزازی و مادر نعیمی دل هر انسانی را به درد وا می دارد.یک بار هم که شده از دید یک انسان مستقل و آزاد بخونید نه از دید و نگاه فرزند محمد کچوئی.یک بار  از دید گاه یک انسان معمولی وابسته به خلق.اگر بتونید این کار را انجام بدید یک گام بزرگ برداشته اید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on اینجا خانه دوستی است  &#8230;! by بلای جون بدخواهان محسن کچوئی</title>
		<link>http://www.kachooee.com/?p=172#comment-205</link>
		<dc:creator>بلای جون بدخواهان محسن کچوئی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 27 Sep 2011 19:28:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.kachooee.com/?p=172#comment-205</guid>
		<description>سلام خواستم به عنوان اولین گل وارده این گلستان بشوم . یک سبد بوی گل سرخ را هم به شما هدیه میکنم تا اجازه ورود پیدا کنم دلم را هم شستشو دادم و مثل سابق با دلی بی رنگ و ریا وارد شدم به این امید که دیگر دوستان هم با این شرایط وارد بشوند. ضمناٌ ازاین به بعد هم با نام گل نرگس وارد میشوم.امید وارم در یک فضای کاملا” دوستانه وارد شویم ،با رعایت ادب و حرمت گفتگو کنیم واز نظرات هم استفاده کنیم و سعی نکنیم کسی را محکوم یا تایید کنیم . به نظر من پیش کشیدن گذشتها چیزی رو حل نمیکند و بخاطر اعمالی که بگفته شما بدست پدر ایشون صورت گرفته بخواهیم با شخص محسن کچویی که اون وقت 4-5 سال بیشتر نداشته برخورد کنیم هم منطقی نیست هما نطور که محسن کچویی تو وبلاگ فرزندان کسانی که پدرشو شکنجه کردن بی ادبانه ننوشته است . شاید بعضی بگویند ما در صدد انتقام هستیم که پس باید دفاع را حق محسن کچویی بدانیم چرا که هم شرع و هم عرف نمیپذیرد که کسی را بجای کسی دیگر محاکمه کنیم.همانطور که شماها در حال حاضر آزادانه زندگی میکنید و کسی بخاطر گذشته پدر یا دیگر افراد خانوادتون از شما چیزی نمیپرسد پس باید همین حداقل رو برای ایشون در نظر بگیریم و اجازه بدیم به زندگیش ادامه بدهد.محسن کچویی تو ذهنش که مربوط به حدود 30 سال پیش میشود یک پدری دارد و با معدود خاطراتی که از اون دارد خوش است وهرازچندگاهی با مرور و نوشتن این خاطرات در صدد ارام کردن دل خود و نه زیر سوال بردن وتوهین به کسی میباشد اما متاسفانه این خاطرات به مذاق بعضی دوستان خوش نیامده و بعضا” واکنشهای تندی از خودشون نشون دادن به حر حال من فکر میکنم تمام شما باامثال محسن کچویی در شرایط مساوی قرار دارید چون همگی پدراتون برای اهدافی که داشتن حالا به حق یا ناحق کاری نداریم مبارزه کردن و در این راه مشکلات زیادی را هم تحمل کردن و بعضی جان خودشونورا هم از دست دادن .بهمین دلیل چون شرایط تقریبا”برای هر دو طرف مساوی میباشد کار برای مصالحه و گفتگو در یک فضای کاملا” دوستانه ودر حالت خوشبینانه تر برای همکاری و تبادل نظردر زمینه های اقتصادی محیاست . خیلی مواقع شرایطی پیش می آید بازماندگان کسانی که سالها رودر روی هم بودن توانستن به خوبی و در کنارهم باشند . پس ما هم میتوانیم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خواستم به عنوان اولین گل وارده این گلستان بشوم . یک سبد بوی گل سرخ را هم به شما هدیه میکنم تا اجازه ورود پیدا کنم دلم را هم شستشو دادم و مثل سابق با دلی بی رنگ و ریا وارد شدم به این امید که دیگر دوستان هم با این شرایط وارد بشوند. ضمناٌ ازاین به بعد هم با نام گل نرگس وارد میشوم.امید وارم در یک فضای کاملا” دوستانه وارد شویم ،با رعایت ادب و حرمت گفتگو کنیم واز نظرات هم استفاده کنیم و سعی نکنیم کسی را محکوم یا تایید کنیم . به نظر من پیش کشیدن گذشتها چیزی رو حل نمیکند و بخاطر اعمالی که بگفته شما بدست پدر ایشون صورت گرفته بخواهیم با شخص محسن کچویی که اون وقت 4-5 سال بیشتر نداشته برخورد کنیم هم منطقی نیست هما نطور که محسن کچویی تو وبلاگ فرزندان کسانی که پدرشو شکنجه کردن بی ادبانه ننوشته است . شاید بعضی بگویند ما در صدد انتقام هستیم که پس باید دفاع را حق محسن کچویی بدانیم چرا که هم شرع و هم عرف نمیپذیرد که کسی را بجای کسی دیگر محاکمه کنیم.همانطور که شماها در حال حاضر آزادانه زندگی میکنید و کسی بخاطر گذشته پدر یا دیگر افراد خانوادتون از شما چیزی نمیپرسد پس باید همین حداقل رو برای ایشون در نظر بگیریم و اجازه بدیم به زندگیش ادامه بدهد.محسن کچویی تو ذهنش که مربوط به حدود 30 سال پیش میشود یک پدری دارد و با معدود خاطراتی که از اون دارد خوش است وهرازچندگاهی با مرور و نوشتن این خاطرات در صدد ارام کردن دل خود و نه زیر سوال بردن وتوهین به کسی میباشد اما متاسفانه این خاطرات به مذاق بعضی دوستان خوش نیامده و بعضا” واکنشهای تندی از خودشون نشون دادن به حر حال من فکر میکنم تمام شما باامثال محسن کچویی در شرایط مساوی قرار دارید چون همگی پدراتون برای اهدافی که داشتن حالا به حق یا ناحق کاری نداریم مبارزه کردن و در این راه مشکلات زیادی را هم تحمل کردن و بعضی جان خودشونورا هم از دست دادن .بهمین دلیل چون شرایط تقریبا”برای هر دو طرف مساوی میباشد کار برای مصالحه و گفتگو در یک فضای کاملا” دوستانه ودر حالت خوشبینانه تر برای همکاری و تبادل نظردر زمینه های اقتصادی محیاست . خیلی مواقع شرایطی پیش می آید بازماندگان کسانی که سالها رودر روی هم بودن توانستن به خوبی و در کنارهم باشند . پس ما هم میتوانیم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on اینجا خانه دوستی است  &#8230;! by بلای جون بدخواهان محسن کچوئی</title>
		<link>http://www.kachooee.com/?p=172#comment-204</link>
		<dc:creator>بلای جون بدخواهان محسن کچوئی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 27 Sep 2011 11:58:17 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.kachooee.com/?p=172#comment-204</guid>
		<description>سلام 
خواستم به عنوان اولین گل وارده این گلستان بشوم . یک سبد بوی گل سرخ را هم به شما هدیه میکنم تا اجازه ورود پیدا کنم دلم را هم شستشو دادم و مثل سابق با دلی بی رنگ و ریا وارد شدم به این امید که دیگر دوستان هم با این شرایط وارد بشوند. ضمناٌ ازاین به بعد هم با نام گل نرگس وارد میشوم.امید وارم در یک فضای کاملا&quot; دوستانه وارد شویم ،با رعایت ادب و حرمت گفتگو کنیم واز نظرات هم استفاده کنیم و سعی نکنیم کسی را محکوم یا تایید کنیم . به نظر من پیش کشیدن گذشتها چیزی رو حل نمیکند و بخاطر اعمالی که بگفته شما بدست پدر ایشون صورت گرفته بخواهیم با شخص محسن کچویی که اون وقت 4-5 سال بیشتر نداشته برخورد کنیم هم منطقی نیست هما نطور که محسن کچویی تو وبلاگ فرزندان کسانی که پدرشو شکنجه کردن بی ادبانه ننوشته است . شاید بعضی بگویند ما در صدد انتقام هستیم که پس باید دفاع را حق محسن کچویی بدانیم چرا که هم شرع و هم عرف نمیپذیرد که کسی را بجای کسی دیگر محاکمه کنیم.همانطور که شماها در حال حاضر آزادانه زندگی میکنید و کسی بخاطر گذشته پدر یا دیگر افراد خانوادتون از شما چیزی نمیپرسد پس باید همین حداقل رو برای ایشون در نظر بگیریم و اجازه بدیم به زندگیش ادامه بدهد.محسن کچویی تو ذهنش که مربوط به حدود 30 سال پیش میشود یک پدری دارد و با معدود خاطراتی که از اون دارد خوش است وهرازچندگاهی با مرور و نوشتن این خاطرات در صدد ارام کردن دل خود و نه زیر سوال بردن وتوهین به کسی میباشد اما متاسفانه این خاطرات به مذاق بعضی دوستان خوش نیامده و بعضا&quot; واکنشهای تندی از خودشون نشون دادن به حر حال من فکر میکنم تمام شما باامثال محسن کچویی در شرایط مساوی قرار دارید چون همگی پدراتون برای اهدافی که داشتن حالا به حق یا ناحق کاری نداریم مبارزه کردن و در این راه مشکلات زیادی را هم تحمل کردن و بعضی جان خودشونورا هم از دست دادن .بهمین دلیل چون شرایط تقریبا&quot;برای هر دو طرف مساوی میباشد کار برای مصالحه و گفتگو در یک فضای کاملا&quot; دوستانه ودر حالت خوشبینانه تر برای همکاری و تبادل نظردر زمینه های اقتصادی محیاست . خیلی مواقع شرایطی پیش می آید بازماندگان کسانی که سالها رودر روی هم بودن توانستن به خوبی و در کنارباشند . پس ما هم میتوانیم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
خواستم به عنوان اولین گل وارده این گلستان بشوم . یک سبد بوی گل سرخ را هم به شما هدیه میکنم تا اجازه ورود پیدا کنم دلم را هم شستشو دادم و مثل سابق با دلی بی رنگ و ریا وارد شدم به این امید که دیگر دوستان هم با این شرایط وارد بشوند. ضمناٌ ازاین به بعد هم با نام گل نرگس وارد میشوم.امید وارم در یک فضای کاملا&#8221; دوستانه وارد شویم ،با رعایت ادب و حرمت گفتگو کنیم واز نظرات هم استفاده کنیم و سعی نکنیم کسی را محکوم یا تایید کنیم . به نظر من پیش کشیدن گذشتها چیزی رو حل نمیکند و بخاطر اعمالی که بگفته شما بدست پدر ایشون صورت گرفته بخواهیم با شخص محسن کچویی که اون وقت 4-5 سال بیشتر نداشته برخورد کنیم هم منطقی نیست هما نطور که محسن کچویی تو وبلاگ فرزندان کسانی که پدرشو شکنجه کردن بی ادبانه ننوشته است . شاید بعضی بگویند ما در صدد انتقام هستیم که پس باید دفاع را حق محسن کچویی بدانیم چرا که هم شرع و هم عرف نمیپذیرد که کسی را بجای کسی دیگر محاکمه کنیم.همانطور که شماها در حال حاضر آزادانه زندگی میکنید و کسی بخاطر گذشته پدر یا دیگر افراد خانوادتون از شما چیزی نمیپرسد پس باید همین حداقل رو برای ایشون در نظر بگیریم و اجازه بدیم به زندگیش ادامه بدهد.محسن کچویی تو ذهنش که مربوط به حدود 30 سال پیش میشود یک پدری دارد و با معدود خاطراتی که از اون دارد خوش است وهرازچندگاهی با مرور و نوشتن این خاطرات در صدد ارام کردن دل خود و نه زیر سوال بردن وتوهین به کسی میباشد اما متاسفانه این خاطرات به مذاق بعضی دوستان خوش نیامده و بعضا&#8221; واکنشهای تندی از خودشون نشون دادن به حر حال من فکر میکنم تمام شما باامثال محسن کچویی در شرایط مساوی قرار دارید چون همگی پدراتون برای اهدافی که داشتن حالا به حق یا ناحق کاری نداریم مبارزه کردن و در این راه مشکلات زیادی را هم تحمل کردن و بعضی جان خودشونورا هم از دست دادن .بهمین دلیل چون شرایط تقریبا&#8221;برای هر دو طرف مساوی میباشد کار برای مصالحه و گفتگو در یک فضای کاملا&#8221; دوستانه ودر حالت خوشبینانه تر برای همکاری و تبادل نظردر زمینه های اقتصادی محیاست . خیلی مواقع شرایطی پیش می آید بازماندگان کسانی که سالها رودر روی هم بودن توانستن به خوبی و در کنارباشند . پس ما هم میتوانیم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on درباره من &#8230;! by Ewraw</title>
		<link>http://www.kachooee.com/?p=162#comment-203</link>
		<dc:creator>Ewraw</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Sep 2011 23:51:42 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.kachooee.com/?p=162#comment-203</guid>
		<description>اینجا هستتند کسانی که خود شما رو هم دیده اند.پدربزرگ شما رمضان رو هم دیده اند و  با پدر شما برخورد داشته اند.می شناسم زنانی را که سیلی های به شدت محکمی از دست پدر شما خورده اند اینها دروغ نیست آقای کچوئی.نه شما ارث بابای ما رو خوردید و نه ما اینکارو کردیم با شما.پس خصومت شخصی در کار نیست.پدر خود شما هم یک قربانی بوده.قربانی ایدئولوژی وحشتناکی که در دهه شصت اتفاق افتاده و خون خلق را در شیشه کرده.خواهشا ننویسید به صرف گفته شما نمی تونم پدرمو رو محکوم کنم.کسی از شما چنین انتظاری نداره آقا محسن که بخواید پدرتونو محکوم کنید چون پدرتون بوده.هرچی باشه پدره و عزیزه.اما بدونید خیلی ها پدر داشته اند و درشون براشون عزیز بوده.اینم هست! نه؟

چندی پیش یکی به من گفت این آقای محسن کچوئی داره تمام ما بازمانه گان رو در معرض دور جدیدی از جنایات پدرش قرار می ده! این خخیلی حرف بزرگیه

من سوالم اینه که اگر براتون مسجل شد که این گروه راست می گند اون وقت چی؟ اون وقت می خواید چه کنید؟ بد نیست نیم میلیونوم درصد هم جا برای اشتباه بگذارید که بشه جبرانش کرد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اینجا هستتند کسانی که خود شما رو هم دیده اند.پدربزرگ شما رمضان رو هم دیده اند و  با پدر شما برخورد داشته اند.می شناسم زنانی را که سیلی های به شدت محکمی از دست پدر شما خورده اند اینها دروغ نیست آقای کچوئی.نه شما ارث بابای ما رو خوردید و نه ما اینکارو کردیم با شما.پس خصومت شخصی در کار نیست.پدر خود شما هم یک قربانی بوده.قربانی ایدئولوژی وحشتناکی که در دهه شصت اتفاق افتاده و خون خلق را در شیشه کرده.خواهشا ننویسید به صرف گفته شما نمی تونم پدرمو رو محکوم کنم.کسی از شما چنین انتظاری نداره آقا محسن که بخواید پدرتونو محکوم کنید چون پدرتون بوده.هرچی باشه پدره و عزیزه.اما بدونید خیلی ها پدر داشته اند و درشون براشون عزیز بوده.اینم هست! نه؟</p>
<p>چندی پیش یکی به من گفت این آقای محسن کچوئی داره تمام ما بازمانه گان رو در معرض دور جدیدی از جنایات پدرش قرار می ده! این خخیلی حرف بزرگیه</p>
<p>من سوالم اینه که اگر براتون مسجل شد که این گروه راست می گند اون وقت چی؟ اون وقت می خواید چه کنید؟ بد نیست نیم میلیونوم درصد هم جا برای اشتباه بگذارید که بشه جبرانش کرد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on درباره من &#8230;! by Ewraw</title>
		<link>http://www.kachooee.com/?p=162#comment-202</link>
		<dc:creator>Ewraw</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Sep 2011 23:45:44 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.kachooee.com/?p=162#comment-202</guid>
		<description>باور کن من در خلوتم از غم شما هم غصه خوردم.خودم رو جای شما گذاشتم و به این فکر کردم الان این وقت شب مثلا یا روز یا هر ساعتی محسن کچوئی نامی چه دردی تو دلشه؟ چه غمی رو داره تحمل می کنه؟ درباره پدرش پدری که براش عزیز بوده و اون شکلی از دستش داده و بعد از از دست دادنش مورد بیمهری های مختلفی قرار گرفته (حالا چه به حق یا چه به نا حق) موضوع اینه که من خودمو جای شما قرار دادم و دیدم خیلی سخت و دشواره این حرفها رو شنیدن.درسته.شما  حق دارید که اینطور بیاندیشید و این سایت رو درست کنید و این مطالبو بنویسید.البته به کسی هم حق نمی دم بخواد با فحاشی و الفاظ زشت شما و  روح پدرتونو جریحه دار بکنه.ولی کمی انصاف هم خوبه که مطمئنم شما دارید و به قربانیانی که  اینطور مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند می اندیشید.آقای محسن کچوئی بالاخره دیر یا زود حیقیت بر همگان روشن خواهد شد و من دوست دارم شما سربلند بیرون بیایید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باور کن من در خلوتم از غم شما هم غصه خوردم.خودم رو جای شما گذاشتم و به این فکر کردم الان این وقت شب مثلا یا روز یا هر ساعتی محسن کچوئی نامی چه دردی تو دلشه؟ چه غمی رو داره تحمل می کنه؟ درباره پدرش پدری که براش عزیز بوده و اون شکلی از دستش داده و بعد از از دست دادنش مورد بیمهری های مختلفی قرار گرفته (حالا چه به حق یا چه به نا حق) موضوع اینه که من خودمو جای شما قرار دادم و دیدم خیلی سخت و دشواره این حرفها رو شنیدن.درسته.شما  حق دارید که اینطور بیاندیشید و این سایت رو درست کنید و این مطالبو بنویسید.البته به کسی هم حق نمی دم بخواد با فحاشی و الفاظ زشت شما و  روح پدرتونو جریحه دار بکنه.ولی کمی انصاف هم خوبه که مطمئنم شما دارید و به قربانیانی که  اینطور مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند می اندیشید.آقای محسن کچوئی بالاخره دیر یا زود حیقیت بر همگان روشن خواهد شد و من دوست دارم شما سربلند بیرون بیایید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

